>
  راستی چطوریه که اینطوریه
 
 

نمیدونم تازگی ها چرا یه موقع هایی احساس میکنم دارم کم میارم خیلی از خودم مایوس میشم منو کم آوردن این همه صبر و تحملت کو، چی شد این همه ادعا برای امید و انگیزه، آهان شاید ضعف انگیزه است چون امید رو کم نمیارم .

احساس میکنم سماجتم کم شده قبلا برای خواسته هام خیلی بیش از اینها تلاش میکردم اما نه تلاشم هم کم نشده پذیرشم زیاد شده سریع زیر بار میرم درسته ، باید کمی روحیه پشتکارم رو تقویت کنم .

تا حالا شده تو یه هفته امروز بگین وای چه دنیای زیبایی فردا بگین وای چرا نمیمیرم راحت شم پس فرداش بگین خدایا شکرت چقدر خوبه این زندگی و .. تا آخر هفته که دیگه معلوم نیست چی بشه ؟

من احساس میکنم این ها فقط تفکر و نگرش ماست که عوض میشه دنیا و خدا و همه و همه تغییری نکردن بدی ها همیشه هستن خوبی ها هم همینطور فقط کفه ترازوی ذهن ما که به هرطرف سنگین میشه اونوقته که دنیا رو خوب و بد میبینیم

بهترین راهکار استفاده از عینک خوش بینیه اینکه هر اتفاقی ولو ناهنجار و نا گوار یه خیری درش نهفته است.  همه چیز خوبه دنیا زیباست آدماش هم همه خوبن حتی اگه خلافش ثابت بشه .اینها  شعار نیست  باید یقین داشته باشیم

برم برم تا دیر نشده و نگرشم دستخوش تحولات نشده به خوبیهای دنیا خوش باشم و به خواسته های خوبم سماجت کنم.

حبابی باشین و شفاف


نوشته شده توسط حباب در ۱۳۸۸/٦/٢۱ || حالا تو بخند (تبسم)
 
 
  سفر
 
 

پدر و مادر پیرم بعد از انجام سفر موفقیت آمیز خانوادگی ( بدون متعلقین) و تجدید خاطرات قدیم برای جمع کردن دوباره بچه هاشون دور هم و با توجه به انتقادهای سفر قبلی و به منظور رفع کدورت ها و اسطکاک های احتمالی بین متعلقین فرزندان تصمیم گرفتند سفری تفریحی با تقبل هرینه آن به شمال کشور با حضور فرزندان ، متعلقین ، نوه ها و نتیجه ها داشته باشند .  در این بین مقرر شد هفته گذشته با هم به سمت شمال ( رشت ) حرکت کنیم . جاتون خالی یاد همه اونهایی که میشناختم کردم هر کسی از هر کسی گله داشت بیخیال شده بود همه با هدف فقط تفریح حضوریافته بودند و دیگر هیچ.اونچه بیش از پیش نمود داشت استقبال نسل دوم و حتی سوم از این نوع همایش ها بود و جالب تر ، عدم چالش و تنش فیمابین نسل اولیها( فرزندان) و نسل  دومی ها در خصوص مسایل فرهنگی بود گویی این دو با ظاهری کاملا متفاوت هردو یک گونه تفکر را سرلوحه داشتن :‌اصالت توام با تجدد و همراه با استفاده از امکانات و تکنولوژی روز.

 البته زن و شوهر ها هم به دور از تعارفات همیشگی ( جنگ و جدل های معمول) حداقل ظاهرا با تفاهم و دوستی روزگار سپری کردند تا به خوبی و خوشی گذشت و آنچه به جاماند خاطراتی شیرین و بیاد ماندنی بود که باز هم جای همه شما خالی .

این ها همه خبر از روزهای خوبی بود که دیگر حتی فکر کردن به آن هم به رویا شبیه بود اما این حباب رویایی بالاخره شکل ظاهر گرفت و ماندگار شد در اذهان حضار .

جادارد یادی بکنم از برادری که دست روزگار و تقدیر او را از نظر بعد مسافت از ما دور نمود و مقیم کشور فرانسه نمود تا ما در حسرت تقسیم این شادی و این خاطرات شیرین با او فقط به تکنولوژی ارتباطات دل ببندیم .

به امید شادی و بهروزی برای همه خانواده های ناب و اصیل ایرانی

 


نوشته شده توسط حباب در ۱۳۸۸/٦/۱٦ || حالا تو بخند (تبسم)
 
 
  بچگی و حباب
 
 

یه موقع هایی هست آدم خودش رو بیخودی اذیت میکنه

برای اثبات خودش خیلی سختی میکشه

در صورتی که دیگران حتی برای فکر کردن به دلایل این اثبات حتی فکر هم نکردن تا چه برسه به وقت گذاشتن و ...

اصلا اثبات به دیگران برای چی وقتی براشون اهمیتی نداری یا اصلا نمیبیننتون

این یه تجربه جدید بود برای من

گاهی برای اثبات حقانیتم سالها صبر میکردم و خودم رو آزار میدادم که اگه میگفتم فلان همان فلانم

تازه خیلی مواقع فرصت ها از دست میرفت و من نمیتونستم به خواسته ام برسم

درسته در مواردی به نتیجه رسیدم از  جمله میهمانهای هفته قبلمون که 15 سال صبر کردم ولی جواب گرفتم

اما همیشه این رفتار نتیجه مشابه نداشته و بعضی مواقع سوء تفاهماتی را هم در پی داشته

ساده گفتن و ساده شنیدن و ساده بودن رو با اینکه خیلی وقتها بهم ضربه زده بهترین نوع رفتار میدونم حتی اگه مشابه رفتار بچه ها به چشم بیاد

مگه دنیای بچه ها بده حتی دست و پاچلوفتی هاشون دنیای پاک و صادقشون وای که اگه میشد همونقدر پاک و صادق باشم چقدر خوب میشد

دنیای بی سیاستشون راستی چقدر بچه ها کم دغدغه دارن چقدر راحتن همش واسه سادگیشونه

پیچیدگی ما به اصطلاح آدم بزرگا زندگیمونو پیچونده بیاین گره هاشو با سادگی باز کنیم

بچه ها عاشق حبابن حبابی که هیچی ازش براشون نمیمونه همشو درست میکنن و میدنشون به آسمون فکر میکنم شفافیتش رو دوست دارن آخه تو حباب هیچی پنهون نیست

 

 


نوشته شده توسط حباب در ۱۳۸۸/٦/۳ || حالا تو بخند (تبسم)
 
 
  منوی اصلی
صفحه نخست
و چیزهای دیگه...
فرصتهای بی شمار
 
  درباره وبلاگ
من حریص عطر لبخندم... حریص آوازهای نو! (فدریکو گارسیا لورکا)
 
  اینا رو کی می نویسه؟
حباب
 
  گذشته مرا می خنداند!
بهمن ٩۱
دی ٩٠
فروردین ٩٠
مهر ۸٩
اسفند ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
 
  آرشیو موضوعات
 
 
  شادمانه ها
خاله ریزه
نوشته‌هاي مامان و ماني
 
  پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
 
  امکانات وبلاگ

 

hobabezendegi

hobabezendegi

http://hobabezendegi.persianblog.ir

حباب زندگی

حباب زندگی

حباب زندگی

من حریص عطر لبخندم... حریص آوازهای نو! ( فدریکو گارسيا لورکا)

حباب زندگی

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog