>
  شاید نامه
 
 

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود

به هر درش که بخوانند بی خبر نرود

طمع در آن لب شیرین نکردم اولی

ولی چگونه مگس از پی شکر نرود

سواد دیده غم دیده ام به اشک مشوی

که نقش خال توام هرگز از نظر نرود

زمن چو باد سبا بوی خود دریغ مدار

چرا که بی سر زلف توام بسر نرود

دلا مباش چنین هرزه گرد هرجایی

که هیچ کار زپیشت بدین هنر نرود

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست

که آب روی شریعت بدین قدر نرود

 


نوشته شده توسط حباب در ۱۳۸۸/٥/۱٧ || حالا تو بخند (تبسم)
 
 
  منوی اصلی
صفحه نخست
و چیزهای دیگه...
فرصتهای بی شمار
 
  درباره وبلاگ
من حریص عطر لبخندم... حریص آوازهای نو! (فدریکو گارسیا لورکا)
 
  اینا رو کی می نویسه؟
حباب
 
  گذشته مرا می خنداند!
بهمن ٩۱
دی ٩٠
فروردین ٩٠
مهر ۸٩
اسفند ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
 
  آرشیو موضوعات
 
 
  شادمانه ها
خاله ریزه
نوشته‌هاي مامان و ماني
 
  پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
 
  امکانات وبلاگ

 

hobabezendegi

hobabezendegi

http://hobabezendegi.persianblog.ir

حباب زندگی

حباب زندگی

حباب زندگی

من حریص عطر لبخندم... حریص آوازهای نو! ( فدریکو گارسيا لورکا)

حباب زندگی

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog