دنیایی پر از لبخند

شبیه بادهای بی‌قرار می‌نویسمت

و در تمام فصل‌ها بهار می‌نویسمت

 ببین چقدر ساده‌ام ستاره می‌کشم تو را

به لهجه محلی سه‌تار می‌نویسمت

 به رنگ حرف‌های آشنای توست قلب من

بیا، بخوان، بگو، ببار می‌نویسمت

 تو سال‌هاست بین شعرهای من قدم‌زنان

ولی نه، خسته می‌شوی! سوار می‌نویسمت

 کنار آن درخت کهنه حیاط مدرسه

هنوز کودکم، و یادگار می‌نویسمت

 و راستی، ببخش دست من نبود

خب اگر دوبار خط زدم، هزار بار می‌نویسمت

 نه اشتباه می‌کنم، شما که بچه نیستی

که من چنین صریح و خنده‌دار می‌نویسمت!

و قول می‌دهم، کمی بزرگ‌تر شوم

و بعد به سبک مردمان روزگار می‌نویسمت.

***

مبارکه...

امیدوارم این‌جا همیشه از شادی‌هایت بنویسی...

/ 0 نظر / 7 بازدید