آرامش و آسایش

هیچوقت فکر نمیکردم به یکباره این همه خوبی و خوشی به سراغم بیاد پس از کوچ پر بار و موفق به خونه جدید !، پس از ٣٠ سال سعادت تشرف به بارگاه امام رضا ( ع ) را یافتم آن هم به همراه خانواده گشترده یعنی برادران و خواهرانم بدون حضور همسرانمان لابد همه الان حسودیتون شده بله بدون همسرانمان و با حضور پدر و مادرمان ، سفر کوتاهی بود ولی فرصتی عالی برای تجدید خاطرات کودکی زمانی برای بازگشتی کوتاه به گذشته دور آثار چرخش چرخ گردون روزگار بر چهره همه مشهود و بارز بوداما اونچه که بیش از همه نمود داشت شادی و خوشحالی فارغ از مشکلات و بیماری ها بود جای همه را خالی کردم و برای همه از درگاه ایزد منان به شفاعت امام هشتم طلب شادی و بهروزی کردم . انشالله قسمت همه شود.

حالا هم پس از تغییرات بوجود آمده و جانمایی و چیدمان لوازم تقریبا در خانه جدید جا افتاده ایم . همه اینها یک آرامش و آسایش نسبی رافراهم نموده و شکر خداوند را بیش از پیش لازم و واجب نموده . خدایا همه این ها را مدیون تو هستم که حباب زندگی ام را از گزند کوچکترین خشونت و زبری مصون داشته ای .

به امید روزهای بهتر و شبهای آرامتر و شادی در همه لحظات برای همه 

/ 7 نظر / 7 بازدید
خاله ریزه

زندگی یعنی نوشتن یاس و داس و ستاره در کنار هم زندگی یعنی دام و دانه در دمانه‌ی دم جنبانک زندگی یعنی باغ و رگ و بی‌پناهی باد زندگی یعنی دقایق دیر راه دور دبستان زندگی یعنی نوشتن انشایی درباره ی پرده ها و پنجره ها زندگی تکرار تپش‌های ترانه است [گل]

خاله ریزه

زیارت هم قبول باشه بعد از 30 سال شما رو دست من رکورد زدید!... سوغاتی هم که انگار خبری نیست[نیشخند]

مامان و مانی

زیارت قبول.... میدونم واقعا خوش گذشته... بدون خانمها! و اهل و عیال... [نیشخند]

مامان و مانی

ان شاء ا... اگه 30 سال دیگه خواستید برید خانمها رو همراه ببرید.. گناه دارند آخر... [نیشخند]